محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود

11

تحفه خانى ( فارسى )

صالح بود قطع نظر از عارض رديست و غير صالح باعتبار عارض تا عارض بحسب كميت و كيفيت چند بوده باشد به اين اعتبار در ردأة متفاوت مىشود ، و اخلاط صالحه و فاسده منحصر در چهار جنس است خون و صفرا و سودا و بلغم و ببايد دانست كه رطوبات بدنى دو قسم است اولى و ثانوى اولى ، اخلاط اربعه مذكوره است و ثانوى فضول است يا غير فضول و آنچه فضولست در مبحث اخلاط ردى مذكوره خواهد شد اما رطوبتى كه فضول نيست آنست كه مستحيل از كيموسيّت شده و نفوذ در اعضا كرده اما هنوز جزو از اعضاى مفرده نشده است زيرا كه فعلش تام بوده در استحالته و اصناف و رطوبات چهار است يكى رطوبتى كه محصور است در تجاويف اطراف عروق صغار و مجاوريست مر اعضا را و ساقى اعضا است عند الاحتياج چه اگر اين رطوبات نباشد اعضا را جفاف و يبوست طارى مىشود و حكمت باهره الهى مقتضى وجود است و ثانى رطوبتى است منبت در اعضا كه بمنزله شبنم است و مستعد آنست كه تغذيه اعضا كند هرگاه كه اعضا فاقد غذا باشند و ثالث رطوبتى كه قريب العهد بانقعاد عضويست يعنى استحاله بعضو از جهت مزاج شده اما مستحيل از جهت قوام بعضو نشده و رابع رطوبتى كه مداخل جواهر اعضاى اصليه است و اين رطوبت مخلوق از اتصال « 1 » اجزاى عضو با يكديگر است و از اجناس اربعه مذكوره فايده رطوبت يكى خون‌ست و خون يا طبيعى است و يا غير طبيعى است و خون طبيعى آن است كه تغذيه بدن كند و نافع او باشد

--> ( 1 ) ن - اتصال